راه روشن خدا

تعادل = آرامش = صراط مستقیم = راه روشن خدا

 

رهرو آن نیست  گهی تند و گهی خسته رود

رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود   

 استاد حوزه مان میگفت :

اولین درسی که علمای بزرک به سالکان وشاگردان  خود میدهند ( گرچه اکثریت از ان غافل اند  )

تعادل و میانه روی در همه امور است مخصوصا حس کمال طلبی

مثلا خیلی دیده ام و شنیده ام ( وحتی خودم هم مدتی این حال را داشتم که ) طرف بی اندازه در یک برهه از زمان شوق کمال و انسانیت دارد ، وبقدری شوق دارد که از تعادل خارج میشود

مثلا حالات سالکان را در کتابها خوانده اند و یا شنیده اند که سالکان راه حق کم خواب و کم خوراک و کذا وکذا بوده اند 

واوهم سعی میکند در همین ابتدای راه  خودش را از لحاظ اعمال  حتی به سختی و فراتر از طاغتش وادار میکند تا همان گونه باشد 

و یا چون نمی تواند به این زودی به مقامات انان برسد حس نا امیدی اورا ازار میدهد .

اگر کسی در ابتدای راه به خودش سخت بگیرد ( افراط کند)هنوز دیری نگذشته  نفسش خسته میشود و چه بخواهد و نخواهد از دامن افراط به دامن تفریط می افتد

من خودم بسیاری از دوستان را که اوایل مباحثه در درس طهارت استاد صمدی می آمدند میشناسم که بیشتر از کتاب طهارت نتوانستند پیش بروند در حالی که در ابتدای راه از انها شائق تر به معارف و طلب انسانیت کسی نبود .

ازبس افراط کردند و به حرف (استاد که همیشه می گوید افراط نکنید و میانه رو باشید ) نکردند، ( وهمانها بعد از مدتی ) که الان اصلا سال تا ماه فکر ادم شدن را هم نمی کنند .

در حالی که حرف همیشه گی استاد برای تازه سالکان این است که در ابتدای راه (عجله نفرمایید صبر داشته باشیدو استقامت داشته باشید و دچار افراط نشوید موقعش که برسدخودشان ان چیزی که باید به شما بدهند می دهند فقط شما سعی بفرمایید برای پاک نگه داشتن خودتان کشیک نفس بکشید .

ومن حتی شنیده ام که استاد برای تازه وارد ها  به این زودی دستور العمل نمی دهند

و بیشتر بر روی  شنیدن مطالب در ابتدای راه تاکید دارند ( آقا حرف بشنوید   ... حرف شنیده باشید .... )

اقا میفرمایند اکر در امور خورد و خواب  و دیگر امور دچار افراط و تفریط بشوید فشار بر روی  اعصاب شما میاید و اعصاب صدمه میبیند و دچاروسواس بی خوابی و بیماری های اعصاب و...... میشوید .

( قانونهای عالم قائم است و ما بی قراریم ماباید خودمان را با قانونهای عالم مطابق کنیم اگر نیاز به خواب داری شب را بخواب وگرنه به اعصابت صدمه میزنی  معده و بدن ادم طهارت دارد  گرسنه بشود خبر میدهد من غذا میخواهم ......

اگر شنیده اید فلان عارف یا سالک غذا کم میخورد و کم میخوابید  این طور نبوده که به زور خود را بیدار نگه دارد و یا گرسنه گی را زیاد تحمل کند  در حالی که  اوبه مرور ازلحاظ مقامات الان به حالتی رسیده که خود بدن احتیاج زیادی به غذا و خواب ندارد ( دوستانی که سلسله دروس استادرا مرتب پی گیری میفرمایند بیشتر متوجه مطالب مطرح شده در این قسمت هستند ) 

پس................

رهرو آن نیست  گهی تند و گهی خسته رود

رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود   

 (حلزون !  از کوه فوجی بالا برو  ولی آرام آرام )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 0:54  توسط  یک نفر  |